خشت386:دو راهی عقل و نفس یا دو راهی عقل و عشق؟!
"بسم الله الرحمن الرحیم"
یکی از شمشمیرزنان مشهور عرب که حق و باطل را تشخیص داد،قدرت انتخاب داشت اما جرأت انتخاب نداشت،ناخواسته بر سر راه کاروان خون قرار گرفت.امام حسین(ع) خود شخصاً به خیمه او رفته و وی را بر سر دو راهی "عقل" و "نفس"،قرار دادند که قضیه این است و تو میدانی که چیست!آمدهام از تو بخواهم که به ما،به کاروان شهادت،ملحق شوی.
او پاسخ داد:من به شما و به پدر و مادر شما ارادت دارم و تفاوت شما و اینان را می فهمم،اما زن و بچه دارم.ارادت دارم،اما زندگی هم دارم.سپس گفت:شمشیری نادر و کمیاب و اسبی تیزرو دارم که در این منطقه،مشهور است.اگر اجازه بفرمایید این اسب و شمشیر را تقدیم شما و کاروان عاشورایی کنم.
امام(ع) فرمودند:برای اسب و شمشیر تو نیامدهایم،برای خودت،برای نجات تو آمدم و اکنون که به ما ملحق نمیشوی،از اینجا دور شو،آنقدر دور که صدای ما را نشنوی،زیرا به خدا سوگند فردا هر کس در این دشت،صدای ما را بشنود و به ما ملحق نشود،با چهره در آتش افکنده خواهد شد.

این بُعد از شخصیت امام حسین(ع)،کاروان کربلا را همزمان از معرکه ی "عشق مطلق" و "عقل مطلق" عبور می دهد،عشق به شهادت با چشمانی باز و عقلی بیدار که تردید ندارد از حیث نظامی،شکست خواهند خورد و قطعه قطعه می شوند.
(الزهرا.آی آر)
"صلی الله علیک یا ابا عبدالله"
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
برچسب: خشتدو,
نویسنده: آیلین بختیاری