خرید بک لینک

خشت359:کی برمی گردی؟!

"بسم الله الرحمن الرحیم"

دفعه آخر که داشت می رفت جبهه ازش پرسیدم علیرضا جون کی برمی گردی مادر؟

صورت نازش را بلند کرد نگاهش با نگاهم جفت شد بعد سرش انداخت پایین و گفت:هر وقت که راه کربلا باز شد…

ساکشو دستش گرفت،تو انتهای کوچه دلواپسی های من ذره ذره محو شد…

عملیات والفجر یک بچم شده بود مسئول دسته دوم گروهان حضرت ابوالفضل علیه السلام

تو همون عملیات،عزیز دلم علیرضای رشیدم شهید شد.

آخ مادر جون دلم هنوز می سوزه…

شانزده سالش تازه تموم شده بود

شانزده سالم طول کشید تا آوردنش درست شب تاسوعا

وقتی برگشت اولین کاروان زائران ایرانی رفتن کربلا

آخه راه کربلا باز شده بود...!

(مادر شهید علیرضا کریمی)

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

+شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۶؛ *یه مسافر* |

برچسب: نویسنده: آیلین بختیاری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:12

صفحه بندی